لیاقت

گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود

دارد به شما لطف می کند ،

او فضایی خالی بجا میگذارد

برای کسی که ؛

لیاقت آنجا بودن را داشته باشد.

فاصله

نزدیک ترین آدم به تو اون کسی است که

از دورترین فاصله

همیشه به فکرته.

آدم ها ...

آدم ها

فقطـ آدم هســـتند،

نـــه بیشتر و نــــه کمتر.

اگــر کمتر از چیزی کـــه هستند نگاهشان کنـــــــــی

آنها را شــــکسته ای !

و اگــــــر بیشتر از آن حســـــــابشان کنـــــی،

آنها تو را میـــشـــــکنند !

بین ایــــــــن آدم های آدم، فقط بایـــــــد عاقلانــــــــــه زندگــی کرد؛

نه

عاشقانه !

دستهای مهربان تو

می خواهم عمرم را

با دست های مهربان تو اندازه بگیرم

برگرد!

باور کن

تقصیر من نبود

من فقط می خواستم

یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم

نمی دانستم گریه را دوست نداری

غریبانه

گاهی چه غریبانه روزهای تلخ را سر می کنم.

گاهی اوقات چه غریبم.

گاهی چه دلتنگی رویم فشار می آورد.

گاهی اوقات چه دلتنگم.

چه دلگیرم.

چه غمگینم از بی تو بودن

تنبیه یا تکلیف

تنبیه یا تکلیف

چه فرقی می کند

تو فراموش نمی شوی

وقتی مشقِ تمامِ شب های زندگی ام شده ای.

گذشته ...

در این خانه نشستم و می اندیشم به لحظاتی از گذشته

به اشتباهاتم و به همه دلتنگیهایم

کاش در این خلوتگه من حضورت را حس می کردم

اما روحت در اینجا هست و جسم خسته ی مرا یاری می کند

می دانی چه در ذهنم می گذرد؟

تمام خاطرات تلخ و شیرینی که با تو داشتم

خلوت و تنهایی

گاهی

باید خلوت کسی را بهم ریخت

تا بداند تنها نیست….

 

خط خطی عاشقانه

هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم

خود خودت را

یــادت را

اسمــت را

امــا

فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه!!!

یاد بگیر ...

یاد بگیر :

اگه کسی بهت گفت دوستت دارم !

لزوماً به این معنی نیست ؛

که کس دیگه ای رو دوست نداره !!!

خواب رؤیای فراموشیهاست

خواب رؤیای فراموشیهاست

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست

من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم

و ندایی که به من می گوید :

گر چه شب تاریک است

دل قوی دار ، سحر نزدیک است


نـﮧ لـیـوان بـزرگ پُـر از قـﮩـوه دارمـ ....

نـﮧ لـیـوان بـزرگ پُـر از قـﮩـوه دارمـ

نـﮧ سیـگـارﮮ ڪـﮧ لاﮮ انـگـشتـانـمـ بـگـذارمـ

نـﮧ آرایـش چـشـمـانـمـ ریـخـتـﮧ اسـﭞ

نـﮧ مـوهـایمـ ڪوتـاه ِ ڪوتـاه اسـﭞ

و نـﮧ ڪافـﮧ اﮮ مـﮯشنـاسمـ، سـرد و تـاریـڪ

ڪـﮧ پـاتـوقـش ڪنـمـ

مـن هـیـچ چـیـزمـ بـﮧ آدمـﮩـاﮮ افـسرده نـمـﮯخـورد

امـا افــسردگـﮯ ڪـﮧ شـاخ و دُمـ نـدارد

دلـیـل آن چـنـانـﮯ هـمـ نـمـﮯخـواهـد

نـبـودِ تـو بـراﮮ یـڪ عـُمـر افـسردگـﮯ کـافـیـسـﭞ . . / .


عشق

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست . . . !!!

عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود

و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد . . .

تو را هَم اَز یاב خواهَم بُرב...!!!

باشـב هَر چـﮧ تو بگویـے!...

کَمـے زماטּ مے خواهَم...

هَر وَقت توانسِتم نَفس کِشیـבَטּ را فَراموش کُنـم ...

تو را هَم اَز یاב خواهَم بُرב...!!!

وقتی تمامِ زندگی ات شده باشد..

جز آغوشش ...
پناهِ دیگری نداری...

حتی اگر از خودش دلگیر باشی...!

حال خراب

حال آدم خراب پرسیدن ندارد

اما ...

دستانش گرفتن دارد.